واقعه غدير و أهمية آن سرتاسر حيات طيبه رسولاكرم(ص) و لحظه به لحظه آن در نزد مسلمانان دارای اهميتي بس شگرف و والاست ؛ چراكه نه تنها كلام رسولاكرم به نص صريح آيات قرآن ، عاری از هرگونه هوا و هوس و متصل به سرچشمه وحى است ، بلكه عمل و فعل آن بزرگوار نيز بر تكتك مسلمانان حجت است و صراطمستقيم را به عالميان مينماياند. اما در اين ميان ، مقاطعي خاص از زندگي آن بزرگوار ، به جهات گوناگون از اهميتي ويژه برخوردار ميباشد كه يكي از بارزترين آنها ، واقعه غديرخم است. واقعه غدير از ابعاد مختلف و از جهات متفاوت ، دارای درخشندگي و تلألؤ خاصي در تاريخ اسلام است. از لحاظ سند ، اطمينان از اصل وقوع ، كثرت راويان و اعتماد بزرگان و علمای مسلمين نسبت به رويداد غدير ، كمتر مقطعي تاريخي را ميتوان در جهان اسلام يافت كه قوت و استحكامی نظير اين رويداد مهم داشته باشد. هنگامي كه به راويان حديث غدير مينگريم ، در مرتبه نخست نام اهل بيت گرامي رسول خدا (ص ) يعني امامعلي(ع) ، فاطمه زهرا(س) ، امام حسن(ع) و امامحسين(ع) ديده ميشود و در مرتبه بعدي نام حدود 110 تن از صحابه پيامبراسلام به چشم ميخورد كه در اين ميان ، نام افرادي شاخص از ميان صحابه همچون : 1ـ ابوبكر بن ابي قحافه 2 ـ عمر بن الخطاب 3ـ عثمان بن عفان 4 ـ عايشه بنت ابيبكر 5ـ سلمان فارسى 6 ـ ابوذر غفارى 7ـ عمار ياسر 8- زبير بن عوام 9ـ عباس بن عبدالمطلب 10- ام سلمه 11- زيد بن ارقم 12- جابربنعبدالله انصارى 13ـ ابوهريره 14ـ عبدالله بن عمر بن الخطاب و . . . توجه آدمي را به خود جلب ميكند كه تمامي آنان در محل غدير حاضر بودهاند و حديث غدير را بدون واسطه نقل نمودهاند. سپس در ميان تابعين (5 حديث غدير از 83 تن از تابعين نقل شده است كه از جمله آنان ميتوان به : 1ـ اصبغ بن نباته 2- سالم بن عبدالله بن عمر بن الخطاب 3ـ سعيد بن جبير 4 ـ سليم بن قيس 5- عمر بن عبدالعزيز(خليفه اموي) و . . . اشاره نمود. پس از تابعين ، در ميان علمای اهل تسنن از قرن دوم تا قرن سيزدهم ، 360 تن ، حديث غدير را در آثار خويش نقل نمودهاند كه 3 تن از صاحبان صحاح سته ( صحاح ششگانه) و دو تن از پيشوايان فقهی اهل تسنننيز در شمار اين بزرگان جای دارند در بين محدثين و علمای شيعه نيز افراد فراواني حديث غدير را در كتب مختلف ، روايت نمودهاند ، كه تعداد دقيق آنان مشخص نيست. از اين انديشمندان ميتوان به : 1ـ شيخ كليني 2- شيخ صدوق 3ـ شيخ مفيد 4 ـ سيدمرتضي و . . . اشاره نمود. بنا بر آنچه که ذکر گرديد ، در ميان بزرگان و محدثين اهل سنت و به دنبال دقت آنان بر روی راويان و طرق متفاوت نقل حديث غدير، انديشمندان بسياری ، حديث غدير را حديثي حسن و عده كثيری روايت غدير را روايتي صحيحدانستهانو حتي در نزد عدهای از بزرگترين صاحبنظران اهل تسنن ، با توجه به شمار فراوان راويان و طرق متعدد نقل حديث ، كه روايت غدير دارد ، آنرا حديثي متوات ذكر نمودهاند . علما ، بزرگان و محدثين شيعه نيز بالاتفاق ، غدير را حديثي متواتر ميدانند. براين اساس و بر طبق آنچه كه گذشت ، به خوبي آشكار ميگردد يكي از مهمترين وقايع تاريخ پرفراز و نشيب اسلام كه در بين عامه مسلمانان ، واقعهای مسلم ، پذيرفته شده و قطعي تلقي ميگردد، واقعه غديرخم است. از منظری ديگر ، آنچه كه بر گونه غدير، رنگ جاودانگي ميزند ؛ و اهميت اين واقعه را مضاعف ميگرداند ، نزول 2 آيه از قرآنكريم ، يكي آيه 67 سوره مائدهو ديگري آيه 3 سورة مائده، در ارتباط با اين رويداد بزرگ است كه برطبق نظر مفسران نامآور شيعه و سني، شأن نزول اين آيات ، مربوط به واقعه غديرخم ميباشد . هنگامي كه كمي بيشتر در مقايسه مفاد اين آيات و لحن آنان با ساير آيات قرآنكريم ميانديشيم ، در مييابيم اگر نگوئيم چنين آهنگ كلامي در ميان ساير آيات بينظير است، لااقل كمتر آيهاي را ميتوان يافت كه مضامين و لحنی شبيه به اين دو آيه داشته باشد. طبيعي است هر مسلمان هنگامي كه در تلاوت قرآن بدين دو آيه ميرسد، شگفت زده از خويش بپرسد اين چه امر خطيري است كه عدم ابلاغ آن توسط پيامبر اکرم (ص ) ، زحمات 23 ساله آن حضرت را تباه مي گرداند و در اين صورت نبياكرم هرگز رسالت خويش را به مردم نرسانده و وظيفه پيامبری را بجای نياورده است و خداوند متعال به پيامبر خويش وعده داده است كه او را در زمينه ابلاغ اين پيام مهم ، حافظ و نگهدار باشد و در مقابل ،ابلاغ به امت و پيروی مردم از آن ، سبب كامل شدن دين و تمام شدن نعمت و رضايت پـروردگار مي گردد ؟ پس ديگـر جای هيچ ترديدی باقـی نمی ماند ؛ روزي كه ظـرف نزول و ابلاغ اين امر مهم و خطير است، و بدين واسطه روز اكمال دين و رضايت پروردگار محسوب ميگردد ، دارای اهميت بسزايي در ميان مسلمين خواهد بود. از آنچه كه گذشت ، مشخص ميگردد علاوه بر مورخان كه به تناسب فن خويش (و البته به دليل اثرات و نتايجي كه بر پايه اين مطالعه بنا ميگردد) ، به واقعه غدير نگاهي موشكافانه دارند ، غدير از آن جهت كه حديثي قطعی و متواتر است و كار يك محدث ، شناسائي احاديث معتبر و دقت بر روي مفاهيم آنهاست، مورد توجه محدثين است و داراي جايگاهي ويژه در كتب مختلف حديث ميباشد. از بعد نزول 2 آيه ويژه از قرآن كريم دربارة اين واقعه كه القاكننده مفهومي منحصر بفرد و داراي لحني كمنظير در ميان ساير آيات است ، غدير منشأ بحثهای گوناگونی در كتب تفسيری ميباشد . با تكيه بر مفاهيم اين آيات و اثرات شگرف اعتقادی مترتب بر آن ، اين واقعه منظور نظر مخصوص متكلمان واقع گشته است . حتي لغويين نيز توجه خاص خويش را به اين رويداد مهم معطوف داشتهاند و به هنگام شرح و توضيح كلمه غديرخم (كه نام محلي است) ، به اصل اين رويداد اشاره نمودهان. اديبان و شعرای بسياری در ميان امت اسلامي در طول 14 قرن، از همان لحظه وقوع و در همان صحنه گرفته تا روزگار معاصر، همواره اين واقعه بزرگ را در آثار و اشعار خويش ، توصيف و تشريح نمودهاند. آنچه كه تاكنون ذكر شد، گوشهای از اهميت رويداد غديرخم بود كه در حد گنجايش اين مقاله ، به آن اشاره گرديد. ما در اين مجال به دنبال جستجو و تحقيق درباره اين رويداد بزرگ اسلامي و اين برحه از حيات رسول اكرم ميباشيم تا هرچه بيشتر و البته با رعايت اختصار، بتوانيم زوايای گوناگون آنرا بررسي نمائيم. لذا در ادامه ، ابتدا اصل واقعه را به گونهای كه در بين مسلمين مشهور و مورد اتفاق است ، نقل نموده ، سپس به بررسي مفاد حديث غدير ميپردازيم و بر روی مفاهيم آن ، هرچه بيشتر تأمل مينمائيم و در انتها نيز نتايجي را كه به دنبال واقعه غدير جلوه گر ميگردد و مستلزم توجه ويژه مسلمانان ميباشد ، بر مي شماريم. واقعه غديرخم: پيامبر اكرم بنا بر امر الهي ، در سال دهم هجرت تصميم به زيارت خانه خدا و بجاآوردن حج نمودند؛ لذا مردم را از اين امر مطلع كردندو حتي برای آگاه نمودن اهالي مناطق مختلف، قاصداني را به آن شهرها گسيل داشتند. فرستادگان حضرت نيز همانگونه كه وجود مقدس رسول اكرم خود اعلام نموده بودند، اين پيام را به مردم رساندند كه اين آخرين حج رسول خداست و اين سفر دارای اهميت فراواني است. هركس كه توانايي و استطاعت آنرا دارد ، بر او لازم است كه پيامبراكرم را در اين سفر همراهي نمايد. گرچه رسولاكرم با همراهي عدهای از اصحاب خويش پيش از اين ، اعمال عمره مفرده را انجام داده بودند، اما اين نخستين بار و تنها مرتبهاي در طول حيات طيبه پيامبراسلام بود كه بنا بر امر الهي ، حضرت تصميم به بجای آوردن و تعليم مناسك حج گرفتند . پس از اين اعلام ، جمعيت كثيری در مدينه جهت همراهي با رسول خدا و بجای آوردن اعمال حج ، مجتمع گشتند. مورخان و صاحبنظران از اين سفر رسولخدا با عنوان حجةالوداع ، حجةالاسلام ، حجةالبلاغ، حجة الكمال و حجة التمام ياد مي نمايند. رسولاكرم با پای پياده و در حاليكه غسل نموده بودند، در روز شنبه 24 يا 25 ذيقعده به همراه همراهان خود و اهلبيت گراميشان و عامه مهاجرين و انصار و جمعيت كثيری كه گرداگرد حضرت اجتماع كرده بودند، به قصد بجای آوردن مناسك حج از مدينه خارج گشتند. تعداد جمعيتي كه به همراه حضرت از مدينه خارج شده بودند را بين 70,000 تا ,120000 (و حتي برخي بيشتر از ,120000) نقل نمودهان ؛اما افراد بسياری به غير از اين عده ، نظير اشخاصي كه در مكه مقيم بودند و يا اشخاصي كه از شهرهای ديگر خود به مكه آمده و در آنجا به حضرت ملحق شدند، به همراه پيامبر و با اقتدای به ايشان مناسك حج را در اين سفر بجاي آورده و رسولخدا را همراهي نمودند. امام علي ، پيش از تصميم پيامبر برای بجای آوردن مناسك حج ، از طرف ايشان براي تبليغ اسلام و نشر معارف الهي به جانب يمن فرستاده شده بودند؛ اما هنگام كه از تصميم پيامبر برای سفر حج و لزوم همراهي ساير مسلمين با آن حضرت در اين سفر ، آگاه گشتند ، به همراه عدهای از يمن به سمت مكه حركت نمودند و در آنجا پيش از آغاز مناسك ، به رسولاكرم محلق شدن رسول خدا به همراه همراهيان خويش در ميقات مسجد شجره محرم گشتند و بدين ترتيب اعمال حج را آغاز نمودند. گرچه اصول و كليات مناسك حج قبلا و به هنگام نزول آيات مربوطه، توسط رسولاكرم توضيح داده شده بود ، اما در اين سفر ، پيامبر اين اعمال را به طور عملي برای مردم آموزش داده و جزئيات را برای آنان تبين نمودند و در مواقف گوناگون ، با ايراد خطابه ، مردم را نسبت به ساير تكاليف الهي و وظايف شرعيشان آگاهي بخشيدند. سرانجام اعمال حج ، پايان يافت و پيامبراكرم به همراه جمعيت كثيری كه ايشان را همراهي مينمودند ، شهر مكه را ترك نمودند رهسپار مدينه شدند كه در بين راه به محل غديرخم رسيدند. غدير در لغت به معناي آبريز و مسيل، و غدير خم در جغرافيا ، نام محلي است كه به خاطر وجود بركهای در اين محل ، كه در آن آب باران جمع مي شده است ، به اين نام (غديرخم) شهرت يافته است. غدير در4-3 كيلومتری جحفه واقع شده و جحفه در 64 كيلومتری مكه قرار دارد كه يكي از ميقاتهای پنجگانه ميباشد . در جحفه راه اهالي مصر ، مدينه ، عراق و شام از يكديگر جدا ميشود. غديرخم به علت وجود مقداری آب و چندين درخت كهنسال ، محل توقف و استراحت كاروانيان واقع ميشده است اما داراي گرمائي طاقت فرسا و شديد ميباشد هنگامي كه رسولاكرم در روز 5شنبه 18 ذیالحجه به وادی غديرخم رسيدند و پيش از جدائي اهالي شام ، مصر و عراق از ميان جمعيت، جبرئيل امين از جانب خداوند بر ايشان نازل گدرديد و آيه : « يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك فان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله يعصمك من الناس» را نازل نمود و از جانب حق تعالي ، رسول اكرم را امر نمود تا حكم آنچه را كه در قبل بر پيامبر درباره امام علي نازل گشته بود، به مردم ابلاغ نمايند . در اين هنگام ، پيشتازان كاروان و افرادی كه جلوتر حركت مينمودند، حوالي جحفه رسيده بودند. رسول اكرم پس از از نزول آيه ، دستور توقف كاروانيان را صادر نمودند و امر فرمودند تا آناني كه پيشاپيش حركت مينمودند، به محل غدير بازگردند و افرادی كه در پس قافله، عقب مانده بودند، سريعتر به كاروان در اين وادی ، ملحق شوند. همچنين به چندتن از صحابه دستور دادند تا فضای زير چند درخت كهنسال را كه در آن محل قرار داشتند، آماده نمايند؛ خارها را از زمين بركنند و سنگهای ناهموار موجود در زير آن درختان را جمعآوری نمايند. در اين هنگام، زمان به جای آوردن نمازظهر فرارسيد و رسولاكرم فريضه ظهر را در گرمای شديد ، به همراه جمعيت كثير حاضر ، ادا نمودند. شدت گرما در وادی غدير به حدی بود كه اشخاص ، گوشهای از ردا و لباس خويش را برای درامان بودن از شدت تابش آفتاب، بر سر ميافكندند و مقداری از آنرا برای كاستن از شدت گرمای شنها و سنگها، در زير پای خويش ميگستردند. برای رسول خدا نيز پارچهای بر روی شاخسار آن درختان كهن افكندند تا مانعي در برابر حرارت موجود و تابش خورشيد، ايجاد نمايند. هنگامي كه حضرت از نماز فارغ گشت، از جهاز شتران ، در همان محلي كه به فرمان رسول خدا توسط صحابه آماده شده بود ، منبری ساختند و وجود مقدس پيامبراكرم بر فراز آن در آمدند و شروع به ايراد خطبه، با صدائي بلند و رسا نمودند؛ در حاليكه جمعيت فراوان همراه پيامبر ، بر گرداگرد حضرت جمع گشته بودند و به سخنان نبياكرم گوش فرا ميدادند و برخي از افراد نيز برای آنكه همگان از كلام رسول خدا مطلع گردند، سخنان آن حضرت را با صدايي بلند برای افرادی كه دورتر قرار داشتند، تكرار مينمودند. خطابه حضرت در ميان جمعيت بدين گونه ايراد گرديد : " حمد و ستايش مخصوص خداوند است و از او ياری ميخواهيم و به او ايمان داريم و از شرور نفسهايمان و زشتيهای كردارمان ، به او پناه مي بريم ؛ خداوندی كه هدايتگری نيست برای كساني كه گمراهشان نمايد و گمراه كنندهای وجود ندارد برای اشخاصي كه او هدايتشان نمايد و شهادت ميدهم كه جز خدا ، معبودی نيست و محمد(ص) بنده و فرستاده اوست و اما بعد ؛ ای مردم ، خداوند لطيف و خبير (دارای لطف فراوان و بسيارآگاه) مرا خبر داد كه من به زودی (به سوی او) فرا خوانده ميشوم و (دعوت او را) اجابت خواهم نمود. من مسئول هستم و شما نيز مسئوليد . پس (درباره دعوت و مسئوليت من) چه ميگوئيد؟ " حاضران در پاسخ گفتند : " شهادت ميدهيم كه دعوت خويش را ابلاغ نمودی و نصيحت كردی و كوشش نمودی ، پس خداوند شما را جزای خير دهد. سپس رسول خدا فرمودند : " آيا شهادت نميدهيد كه معبودی جز خدا نيست و محمد(ص) بنده و فرستاده اوست؟ و (آيا شهادت نميدهيد كه) بهشت و دوزخ خداوند حق است و مرگ حق است و قيامت ميآيد و در آن شكي نيست و خداوند كساني را كه در قبرها هستند مبعوث ميگرداند؟" حاضران گفتند : " بله ای رسول خدا ، شهادت ميدهيم " سپس در ادامه ، رسول اكرم خداوند را بر اين امر شاهد گرفتند و از مردم پرسيدند : " آيا (كلام مرا) ميشنويد؟"» حاضرين گفتند : " بله يا رسولالله پس حضرت فرمودند : " من پيش از شما در كنار حوض (كوثر) حاضر ميگردم و شما در كنار آن بر من وارد ميگرديد و عرض آن به اندازه فاصله ما بين بصری (شهری در حوالی شام ) و صنعا( شهری در يمن ) مي باشد. در آن قدحهاي به تعداد ستارگان ، از جنس نقره است ؛ پس بنگريد كه پس از من چگونه درباره ثقلين (دوشيئ گرانبها) رفتار مينمائيد". در اين هنگام فردی ندا داد كه " ثقلين چه هستند ای رسول خدا؟" رسول اكرم فرمودند : " ثقل اكبر كتاب خداست. جانبي از آن بدست خداوند و جانب ديگر آن در دستان شماست. پس به آن متمسك شويد. (آنرا گرفته و از هدايت آن بهره بريد.) كه اگر به آن تمسك جوئيد، گمراه نميشويد و ثقل ديگر و كوچكتر، عترت من هستند. خداوند لطيف خبير مرا خبر داد كه اين دو ثقل تا هنگامي كه در كنار حوض بر من واردشوند ، از يكديگر جدا نميگردند و من اينرا از پروردگارم مسئلت نمودهام. پس ، از اين دو پيشي نگيريد كه هلاك ميگرديد و از اين دو ، باز نمانيد كه هلاك ميشويد." سپس رسول خدا ، دست امام علي را بلند نمود تا همه مردم ، ايشان را در كنار رسول خدا مشاهده نمودند . در اين هنگام رسول اكرم از حاضرين پرسيدند : " ای مردم ، آيا من از خود شما ، بر شما اولي و مقدم ترنيستم ؟" مردم پاسخ دادند : " بله ای رسول خدا" . حضرت در ادامه فرمودند : "خداوند ولي من است و من ولي مؤمنين هستم و من نسبت به آنان از خودشان اولي و مقدم ميباشم . آنگاه فرمودند : " پس هركس كه من مولای او هستم ، علي مولای اوست". ، رسول خدا 3 بار اين جمله را تكرار نمودند و فرمودند : "خداوندا ، دوست بدار و سرپرستي كن ، هركسي كه علي را دوست و سرپرست خود بداند و دشمن بدار هركسي كه او را دشمن ميدارد و ياری نما هركسي كه او را ياری مي نمايد و به حال خود رها کـن ، هـركس كه او را وا می گذارد " سپس خطاب به مردم فرمودند : "ای مردم ، حاضرين به غائبين (اين پيام را) برسانند". هنوز جمعيت متفرق نگشته بودند كه بار ديگر جبرائيل نازل شد و از جانب خداوند ، آيه : " اليوم أكملت لكم دينكم و أتممت عليكم نعمتي و رضيت لكم الإسلام دينا" را بر پيامبر فرو فرستاد. هنگامي كه اين آيه نازل گرديد، نبي اكرم فرمودند : " اللهاكبر بر كامل شدن دين و تمام گشتن نعمت و رضايت پروردگار به رسالت من و ولايت علي پس از من " . در اين موقع ، مردم به اميرمؤمنان ، امام علي(ع) تهنيت گفتند. از جمله كساني كه پيشاپيش ساير صحابه ، به امام علي تهنيت گفتند ، ابوبكر و عمر بودند. عمر پيوسته خطاب به اميرمؤمنان ميگفت : " بر تو گوارا باد ای پسر ابيطالب، تو مولای من و مولای هر مرد و زن با ايمان گشتي " در اين هنگام ، حسان بن ثابت كه از شعرای زبردست بود از رسول اكرم(ص) اجازه خواست تا آنچه را كه در اين موقف درباره امام علي(ع) از رسولاكرم(ص) شنيده است، در ضمن ابياتي بسرايد. پيامبراكرم(ص) فرمودند : "به بركت الهي ، بگو" . حسان ، خطاب به بزرگان قريش گفت : " ای بزرگان قريش ، سخن مرا به گواهي و امضای پيامبر گوش كنيد" و اين چنين سرود : " در روز غدير پيامبرشان با بانگ بلند ندايشان در داد ، غديری كه در سرزمين خم قرار داشت و ای كاش مردم جهان بودند و رسول خدا را در حال ندا ميديدند كه ميفرمود : "آيا من سرپرست و ولي شما نيستم؟" مردم در پاسخ او بدون هيچ پرده پوشي گفتند: "معبود تو ، مولای ما و تو ولي ما هستي" ؛ و تو ای خواننده شعر ، اگر در آنجا بودی ، حتي يك نفر هم مخالف نمي يافتي. در اين هنگام رو به عليبنابيطالب كرد و فرمود : يا علي ، برخيز كه من تو را برای امامت و هدايت خلق بعد از خود (و از جانب خداوند) شايسته ديدم. " آنچه ذكر شد ، خلاصه جريان غدير بود و همانگونه كه در پاورقيها ، با تفصيل ذكر گرديد ، علمای بزرگ اهل تسنن و تشيع، آنرا نقل نمودهاند. به ياری و توفـيـق الهـی در ادامه و در مقاله ای مجزا ، به بررسي مفاد حديث غدير و دقت هرچه بيشتر در آن خواهيم پرداخت . |